چیز کیک 3 رنگ
از اونجایی که امروز خیلی زرنگ شدم 2 تا مطلب
می گذارم. ما جرای این کیک بر می گرده به چند
ماه پیش که در مدرسه دخترم مریم قرار بود
مراسمی برگزار بشه و قرار شد که بچه های کلاس
هر کدام کیک یا غذایی را برای این مراسم ببرند.
من هم این کیک را درست کردم و برای همین
شماره کلاس مریم روی کیک هست.
مواد لازم:
آرد 2 پیمانه
تخم مرغ 4 عدد
روغن مایع دو سوم پیمانه
شکر 1/5 پیمانه
ماست 1 پیمانه
بکینگ پودر 1 قاشق مربا خوری
وانیل یک سوم قاشق چای خوری
رنگ غذا دلخواه
خامه 200 گرم
پنیر ماسکارپونه 200 گرم
ژلاتین 2 قاشق
شکر دو سوم پیمانه
طرز تهیه:
تخم مرغ ها را با همزن خوب هم می زنیم تا رنگ
آن سفید شود.
شکر و روغن را هم در ظرف دیگری با هم مخلوط
می کنیم تا مایه کرم رنگی شود.
تخم مرغ ها را به مایه اضافه می کنیم و به مدت 4
تا 5 دقیقه با هم می زنیم تا خوب مخلوط شوند.
سپس ماست و پکینگ پودر و وانیل را به مایه اضافه
می کنیم. در آخر آرد الک شده را کم کم به مواد
اضافه می کنیم. آرام هم می زنیم.
مایه را 3 قسمت می کنیم. در هر قسمت کمی رنگ
خوراکی می ریزیم و خوب مخلوط می کنیم.
سپس هر کدام را در ظرف جداگانه ای می پزیم.
در فر با درجه 180 و به مدت 20 تا 25 دقیقه
می گذاریم.و بعد از پخت می گذاریم تا کاملا
خنک شوند.
پنیر خامه ای و خامه و شکر را با هم خوب مخلوط
می کنیم. می توانید از این مواد به همین صورت
استفاده کنید . اما چون من می خواستم این کیک
را به مدرسه ببرم و برای اینکه خامه روی کیک آب
نشود از ژلاتین استفاده کردم.
ژلاتین را با آب سرد مخلوط کرده و روی بخار کتری
حلش می کنیم و به مواد اضافه می کنیم.
بین 3 لایه کیک از مواد خامه می مالیم. می توانید
ازگردو یا قطعات میوه هم استفاده کنید که البته
من نکردم. روی کیک را به دلخواه تزیین کنید.
نوش جان
گل ها همه با اذن تو برخاسته اند
از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم همه در لحظه ی تحویل، بی شک
اوّل فرج تو از خدا خواسته اند
[گل][گل]
[گل][گل]
فرارسیدن سالروز آغاز امامت ولی عصر عج بر شما مبارک باد
[گل][گل][گل]
[گل][گل]
[گل]
سلام
میزبان شما هستیم
این بار با حرف هایی برای دیدن
یلدای زیبایی داشته باشید
قربانت مامیترا
[گل][گل]
[گل]
این قرار داد
تا ابد میان ما
برقرار باد
چشم های تو به جای دست های تو !
من به دست تو
آب می دهم
تو به چشم من
آبرو بده !
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم!
قیصر امین پور
زلال باشید...
پرندگان به برکه های آرام پناه میبرند؛
و انسانها به دلهای پاک،
زیرا دلهای پاک همچون برکه های آرام اند،
و دیگران بدون هیچ وحشتی به آنها اعتماد میکنند،
پس خوشا بحال کسانی که مایه آرامش دیگران هستند...
سلام. دوباره برگشتم . چیز کیک خوشمزه ای بود. یعنی اون ستاره روش کشته همه رو
سلام
اگه تونستی توی وب اصلی من هم اینجا پیام بذار
[گل]
تا نگاهت به دشنه ای می خورد
جگرت درد می گرفت آقا
تا جوانی رشید می دیدی
کمرت درد می گرفت آقا
جمل شام پیش ِ رویت بود
خطبه ات تیغ ذوالفقارت بود
«السلام علیک یا عطشان»
ذکر لبهای روضه دارت بود
[گل]
با سلام
شما دعوتید
برای دیدن و خواندن "یک تکه از بهشت"
[گل]
قربانت مامیترا
[گل]
[گل]در کربلا.... امروز دوشنبه ششم محرم الحرام سال 61 هجری قمری[گل]
عمر بن سعد نامه ای را از عبیدالله دریافت می دارد که مضمون آن چنین است: من از لشکر سواره و پیاده چیزی را از تو فروگذار نکردم، و توجه داشته باش که مأمورانی سپرده ام تا هر روز وضعیت را به من گزارش کنند.
حبیب بن مظاهر از حضرت اجازه می گیرد تا نزد طایفه ای از بنی سعد که در آن نزدیکی ها زندگی می کردند رفته و آنان را به یاری فرا خواند، حضرت اجازه دادند. حبیب نزد آنها رفت و گفت:« امروز از من فرمان برید و به یاری حسین(ع) بشتابید تا شرف دنیا و آخرت از آن شما باشد». تعداد 90 نفر به پا خاستند و حرکت کردند، اما در میان راه با لشکر عمر بن سعد برخورد کردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراکنده شده و برگشتند. حبیب به نزد حضرت رسید و جریان را تعریف نمود. حسین گفت:« لا حول و لا قوه الا بالله»
[گل] نامه امام از کربلا به برادرش محمد بن حنفیه و بنی هاشم
« مثل این که دنیا اصلاً وجود نداشته(اینگونه دنیا بی ارزش و نابود شدنی است) و آخرت همیشگی و دائم بوده و هست.[گل]
سلام به این وب من هم سر بزن
نیستی خانمی؟
سلام ببخشید بازم اومدم
نسخه پشتیبان گرفتم ولی نمیدونم باید کجا از بلاگ اسکای بزارم ؟؟؟؟
با سلام میشه بگید شما چه جوری مطالب وبتونو به بلاگ اسکای انتقال دادین ؟
سلام.به طور اتفاقی برای پسرم دنبال بافت با بند کفش بودیم که به وبلاگ شما سر زدیم.بعد هم هنرمندیهاتون را دیدم.
واقعا آفرین موفق باشید.
سلام.به طور اتفاقی برای پسرم دنبال بافت با بند کفش بودیم که به وبلاگ شما سر زدیم.بعد هم هنرمندیهاتون را دیدم.
واقعا آفرین موفق باشید.
یک روز رسد غمی به اندازه کوه
یک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است گلم
در سایه کوه باید از دشت گذشت
[گل]
[گل]
[گل]
سلام
در وبگاه من
"زندگی در کنار هم" را بخوان
قربانت مامیترا
[گل]
[گل]
[گل]
یک روز رسد غمی به اندازه کوه
یک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است گلم
در سایه کوه باید از دشت گذشت
[گل]
[گل]
[گل]
سلام
در وبگاه من
"زندگی در کنار هم" را بخوان
قربانت مامیترا
[گل]
[گل]
[گل]
هر صبح که سپیده سلام می دهد
یا کریم ها به پنجره ی اتاقم سر می زنند
چه مانوس شده ایم ما !
من منتظر صدای بالشان ، آنها مشتاق سفره ی نانشان
حیران مانده ام !!!
کجا بالهایت بسته شد
که دیگر به انتظار دلم مشتاقانه سر نزدی ؟؟؟
از خانه بیرون بیا تا زیبا شود این شهر،
تا درختهای دودگرفتهی خیابانِ پهلوی سابق
دوباره جوانه بزنند
و جویهای لبریز بطریهای خالی آب معدنی
از نو
طعمِ شیرین آبِ قنات را تجربه کنند !
تا آبی شود این آسمانِ خاکستری
و تابلوهای نمایشگرِ آلودهگی هوا
از خوشی به رقص در بیایند !
از خانه بیرون بیا!
بگذار نیمکتهای آن پارک قدیمی
با یکدیگر به جنگ برخیزند
تا تو قهرمانشان را انتخاب کنی برای نشستن !
بگذار کودکان پشتِ چراغ قرمزها
تمام اسفندهاشان را در آتش بریزند
از شوقِ آمدنت !
بگذار فوارههای تمام میدانها دوباره قد بکشند
و در تک تکِ کوچهها
بوی گلسرخ بپیچد...
بیتو این شهر متروک است
و تنها کلاغهای خاکستری
آسمانش را هاشور میزنند...
شهر و دیاری که بر دو پا راه میروی
و مرزهای وطنم
از عطرِ نفسهای تو آغاز میشود!
از خانه بیرون بیا تا خلاصم کنی
از تبعید در شهری
که زادگاهِ من است...
یغما گلرویی
[گل]
مرسی از این متن زیبا.
[لبخند]
[لبخند]
[گل]
آسمان ابری
بی پرنده
بی نسیم
به درد همین روزها می خورد
که می خواهی گریه کنی
ولی بهانه نداری
[گل]
[لبخند]
[لبخند]
[گل]
سلام الهام جون بلاگفا دوباره مشکل داره میخوام یه وب دیگه بسازم ایا شما از بلاگ اسکای راضی هستی؟؟؟
بین پرشین و میهن و بلاگ و بلاک اسکای موندم کدوم بهتره؟؟؟؟
[گل]ای ملایک کبوتر حرمت
[گل]چشم آدم به گندم کرمت
[گل]نه خراسان فقط،که ملک خداست
[گل]عالمی زیر سایۀ علمت
[گل][قلب][گل][لبخند][گل]
سالروز میلاد سلطان سریر ارتضا، حضرت امام رضا علیه السلام را به شما تبریک عرض می کنم.
قربانت مامیترا
[گل][قلب][گل][لبخند][گل]
سلام . ممنون که سرزدی و خوشحالم که اسن عکس ها باعث شد که شما یه سفر به گذشته داشته باشید
عصمت به پای عصمت تو سجده می کند
معصومه ای و عصمت کبرای دیگری
ای زینبی که عالمه بی معلمی
زین رو کنی به شهر خودت علم پروری
میلاد حضرت معصومه (ع) و روز دختر بر شما مبارک باد
[گل]
[گل]
سلام اجی راستی خبری از ستاره نداری؟؟؟؟؟
خیلی دلم واسش تنگ شده ولی پیداش نمیکنم
فقط دوست خداست
وکسی می گوید...!
سر خود بالا کن...!
به بلندا بنگر...!
به بلندای عظیم...!
به افق های پر از نور امید...!
و خودت خواهی دید...!
وخودت خواهی یافت...!
خانه دوست کجاست...!
خانه دوست درآن عرش خداست....!
خانه دوست درآن قلب پر از نور خداست....!
وفقط دوست خداست
عالیه...
ممنون
سلام عزیزم دستت درد نکنه عالی و خوشمزه
سلام. ممنون
عالی عزیزم
مرسی گلم.
سلام سلام ببخشید اجی جون کم تر میام انگیزه ای ندارم دیگه با اینکه هنوز کلی از غذاهای جدید مونده که بزارم
ولی به شما سر میزنم
سلام عزیزم. اگر تو با این همه بازدید کننده این حرف رو بزنی پس من چی باید بگم دختر خوب
اگر بدانی جایگاهت کجاست ، مرا باور میکنی[گل]
اگر بدانی چقدر دوستت دارم ، درد مرا درمان میکنی[گل]
تو عزیزی برایم ، تو بی نظیری برایم ، حرف دلم به تو همین است ،[گل]
قلبت می ماند تا آخرین نفس برایم[گل]
[گل][گل][گل][گل]
[گل][گل][گل][گل]
[گل][لبخند][لبخند][گل]
[گل][گل][گل][گل]
[گل][گل][گل][گل]
چه خوشمل و خومزه
مرسی عزیزم.
الهام جان
لینکی عزیزم
ممنون گلم
سلام الهام جان خوبی خواهری
عاقا من اومدم وبت گشنه م شد
حالا چیکار کنم؟؟
من از این کیک و غذاها میخوام
سلام عزیزم. شما امر بفرما سریعا براتون درست می کنم
سلام وبلاگتون خیلی قشنگه. آشپزیتونم که عالیه.
سلام. نظر لطفتونه. ممنون
[گل]
[لبخند]
[لبخند]
[گل]
آسمان ابری
بی پرنده
بی نسیم
به درد همین روزها می خورد
که می خواهی گریه کنی
ولی بهانه نداری
[گل]
[لبخند]
[لبخند]
[گل]
قشنگ ترین لذت زندگی:
⬅بهت بگن بیا بریم کربلا…
⬅وسط بین الحرمین سلام بدی….
⬅ندونی بری حرم حضرت عباس یا امام حسین…
⬅پای برهنه توبین الحرمین راه بیافتی….
⬅برسی ورودی حرم حضرت عباس….
⬅پشت در حرم بشینی و سلام بدی….
⬅باچشم پر اشک اذن دخول بخونی….
⬅بلندشی و بری روبروی ضریح بایستی….
⬅سرتو بندازی پایین و باخجالت بگی فکر نمیکردم بیاریم حرم….
⬅به حضرت عباس بگی خیلی آقایی….
⬅بری یه بوسه به ضریح بزنی و اشک بریزی….
⬅بیای عقبتر و یه زیارت بخونی….
⬅بهش بگی اجازه میدی برم پابوس داداشت….
⬅دوباره پابرهنه توبین الحرمین راه بیفتی و زیر لب بگی
“از حرم تا قتلگه زینب صدامیزد حسسسسسسسین“…
⬅اشک….
⬅برسی ورودی حرم و ناخداگاه بشینی رو زمین دست برسینه سلام بدی….
⬅اشک….
⬅از باب القبله وارد حرم بشی….
⬅نگاهت بیفته به ایوون طلا و ضریح…
⬅خجالت زده ای….
⬅چشمت بیفته به قتله گاه….
⬅از عشق حسین مجنون بشی…
⬅آخرروضه رو درک کنی….
⬅یه دل سیر گریه کنی…
⬅یادت بیاد چقدر حسرت رفتن به حرم رو میخوردی….!؟؟
⬅آروم آروم باسر کج بری جلو ضریح و دستتو بگیری بالا و بگی”دستمو بگیر آقا…”
,وای پریسا جان چه کردی با من. امیدوارم قسمت هممون بشه.

عالیه خودتون درست کردید؟؟
بله عزیزم
سلام
ممنون از حضورتون. من هم شما رو لینک می کنم. البته قبلش بگید که به چه نامی شما رو لینک کنم.
سلام. ممنون
همیشه ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﺯﺩ به ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻭ ﮔﻔﺖ:
تنها امده ام ، تنها میروم
ﯾﮏ ﻭﻗﺘﺎﺋﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﯾﺎ ﺩقیقه ﺍﯼ ﮐﻢ ﻣﯿﺎﻭﺭﯼ!
ﺩﻝ ﻭﺍﻣﺎﻧﺪﮦﺍﺕ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﮬﺪ که ﻋﺎﺷﻘﺎنه ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ….
[گل]
[گل]از عقابی پرسیدند:
[گل]آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟
[گل]عقاب لبخند زد و گفت :
[گل]من انسان نیستم که با کمی به بلندی رفتن تکبر کنم!
[گل]من در اوج بلندی نگاهم همیشه به زمین است ...
حکایت خیلی زیبا و پند آموزیست.
دست هایم را در جیب هایم فرو می برم
و عکس میگیرم
هیچ کس نخواهد فهمید
از پشت عینک بزرگ سیاهم
- با چه تردیدی -
دنیای بزرگ سیاه مان را تماشا میکنم
دست هایت را در جیب هایت فرو کن
بگذار آدم ها
از باور های خودشان عکس بگیرند
خیلی خوشگل شده خوش به حال دخترتون
مرسی عزیزم.
ای پرنده زیبا
زخم بالت را که میبستم
عاشقت شدم
نباید اینقدر بیرحمانه دور میشدی
بی پر و بالم من
آسمان به آسمان
چگونه دنبالت بگردم ؟
ای پرنده زیبا
اسیر زیباییات شدهام
مرا به قفس انداختهای
خوب دوستی من 30تا نظرم رو دادم و چون علامت زدم فکر کنم درست دادم
باز اگر یه وقت نیومده بود بهم خبر بده
باز هم ممنونم از حضورتون منتظرتون هستم همیشه
بی نهایت ممنون گلم.
حالا من چیز کیک تو فر رو بیشتر از یخچالی دوست دارم
مخصوصا شکلاتیییییییییییییییی
من هردو مدل رو دوست دارم شکلاتی اش که دیگه چیز دیگه ایه
چه خوشکل و خوشرنگ
حتما مزه اش هم عالیه
ممنون
مرسی گلم
سلام.الهام جون عزیزم
منم خیلی خوشحالم که فراموشم نکردی
ممنون یک دنیا
منم دوباره لینکت کردم
سلام عزیزم.مرسی از لطفت